الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
212
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
و اما نحو ثانى اما قسم ثانى ( يعنى آنجا كه شرط متعدد باشد و جزا واحد ، و اين جزاى واحد قابل تكرار هم باشد ) خودش منقسم مىشود به دو صورت : 1 . از راه دليل خاص به دست آوردهايم كه هريك از دو شرط مذكور جزء سبب هستند و هيچكدام استقلال ندارند . مثل اذا توضأت فصل و اذا استقبلت الى القبلة فصل و اذا سترت فصل و . . . در اين صورت ، بلااشكال ، جزا واحد است و اين جزاى واحد ، در نزد حصول همهء آن شرطها حاصل مىشود و لا غير . 2 . از يك دليل مستقل يا از ظاهر همين دو جملهء شرطى به دست آوردهايم كه هركدام از اين دو شرط مذكور ، تمام السبب هستند و استقلال در سببيت دارند نه اينكه جزء السبب باشند . در چنين موردى بحث مىكنيم كه اگر چنانچه اتفاقا و تصادفا هر دو شرط با هم و در وقت واحد يا پشت سر هم موجود شدند ، چه بايد كرد ؟ و وظيفه چيست ؟ در اينجا در دو مقام بحث مىكنيم : 1 . مقتضاى قاعده و اصل اولى چيست ؟ 2 . مقتضاى اصل عملى چيست ؟ در مقام اول هم ، در دو مقام بحث مىكنيم : 1 . تداخل اسباب يا شرطها . 2 . تداخل مسببات يا مشروطها . اما تداخل اسباب : در صورتى كه هر دو شرط باهم يافت شوند آيا مقتضاى قاعده تداخل اسباب است ( مثل باب وضو ) ؛ يا خير ( مثل باب صلاة ) . معناى تداخل اسباب : اجتماع اسباب متعدد ، در تأثير در مسبب واحد و اثر واحد است . جناب مظفر مىفرمايد : در بعض موارد ، دليل خاص بر تداخل اسباب داريم مثل « باب وضو » كه روايت گفته : « لا ينقض الوضوء الا الحدث او البول . . . » كه وصف نقض ، تكرار بردار نيست . و مثل « قتل زيد » كه اگر زناى محصنه كرد ، بايد كشته شود ؛ اگر لواط كرد ؛ هكذا ؛ و اگر مسلمانى را عمدا كشت ، هكذا . حال اگر هر سه كار را كرد ،